تبليغاتX
كشكول شيخ محمود
گروهی از دانشمندان اعلام کرده‌اند که روزه گرفتن منجر به افزایش قدرت مغز و کاهش وزن می‌شود. انستیتو ملی سالخوردگی اعلام کرده است که این پژوهش بر اساس ازمایشاتی بر روی حیوانا ت انجام شده است.
 روزگار نو: گروهی از دانشمندان اعلام کرده‌اند که روزه گرفتن منجر به افزایش قدرت مغز و کاهش وزن می‌شود.

انستیتو ملی سالخوردگی اعلام کرده است که این پژوهش بر اساس ازمایشاتی بر روی حیوانا ت انجام شده است.

این گروه، مواد غذایی بسیار کمی برای حیوانات فراهم کردند و پس از ازمایشاتی متوجه عمر دو برابر این حیوانات شدند.

مارک متسون، رئیس ازمایشگاه علوم اعصاب در NIA و متخصص اعصاب در داشنگاه جان هاپکینز گفت: رژیم غذایی و گرسنه نگه داشتن خود به صورت متناوب باعث افزایش طول عمر و حفظ مغر و سیستم قلبی عروقی در مقابل بیماری‌های مربوط به سن‌های مختلف می‌شود.

وی افزود: ما متوجه شده‌ایم که ایجاد محدودیت برای دریافت انرژی توسط بدن مانند روزه گرفتن به صورت متناوب به فعال شدن سلول‌های دفاعی استرس در سیستم عصبی منجر می‌شود.

در این ازمایشات، به گروهی از موش‌ها روزانه غذای کافی داده می‌شد و به برخی دیگر تنها در روزهای متناوبی مواد غذایی دریافت می‌کردند.

بر اساس این گزارش، سپس، در روزی معین به هر دو گروه، غذای فروان و نامحدودی داده شد.

پس از این اقدامات، مغز این دو گروه از موش‌ها مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که عملکرد مغز موش‌هایی که در روزهای متناوبی غذا خورده بودند بهبود یافته است.


برچسب‌ها: روزه, طول عمر, دانشگاه جان هاپكينز, مارك متسون
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 13:25  توسط شيخ محمود  | 

آیا كلبه شماهم در حال سوختن است؟

 

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»

صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم

 

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.

دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.

برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود می‌گوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد،

تو گفتی «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن است»،

تو گفتی «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،

تو گفتی «من بسيار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،

تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،

تو گفتی «من نمی‌توانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدايت خواهم كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،

تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پيدا خواهد كرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،

تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،

تو گفتی «من هميشه نگران و نااميدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هايت را به دوش من بگذار»،

تو گفتی «من به اندازه كافی ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»،

تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نيستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،

تو گفتی «من احساس تنهايی می‌كنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،

اين پيام را به ديگران نيز بگوييد، شاید یکی از دوستان شما هم اکنون احساس می‌كند كه كلبه اش در حال سوختن است

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1390ساعت 0:25  توسط شيخ محمود  | 

مردی با دوچرخه به خط مرزی می رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی می پرسد : « در کیسه ها چه داری». او می گوید « شن» .

مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت می کند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد. بنابراین به او اجازه عبور می دهد.

هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...

این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی شود.

یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او می گوید: من هنوز هم به تو مشکوکم و می دانم که در کار قاچاق بودی ، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟ قاچاقچی می گوید: دوچرخه!

 

بعضی وقت ها موضوعات فرعی

ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل می کند

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 11:18  توسط شيخ محمود  | 

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد. یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود. پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.
برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد. در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتر و تمام مهارتی که در کار داشت را برای ساخت آن بکار می برد.
یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.
این داستان ماست. ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.
گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.
اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممکن نیست.
آری ، درست است. شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود. یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 9:32  توسط شيخ محمود  | 

10 عمل مبتذل که هر روز شاهد آن هستیم!
1- غیبت و دخالت در امور خصوصی و شخصی دیگران

یکی از سوژه های اصلی محاورات که به شدت بین مردم مرسوم شده است عمل زشت غیبت می باشد. این روزها زمانی که افراد همدیگر را ملاقات می کنند و یا در میهمانی ها حاظر میشوند عملاً حرفی جز غیبت کردن درمورد دیگران ندارند و با هیجان کامل به این کار مبادرت می کنند. برخی هم به خود اجازه میدهند در حریم خصوصی ترین مسائل دیگران وارد شوند و به امر و نهی و دخالتهای بی مورد بپردازند.


2- عدم رعایت حق عابرین پیاده

در اکثر نقاط دنیا دیدن یک عابر پیاده در خیابان به معنای فرمان ایست و احتیاط برای راننده مقابل است در صورتیکه در ایران برخی رانندگان به محض دیدن عابر پیاده سرعت خود را بیشتر نموده و بدون لحاظ کردن مسائل ایمنی و حق تقدم با بی رحمی تمام و با ایجاد رعب و وحشت برای عابرین پیاده به مسیر خود ادامه میدهند.

3- حفظ نشانه های نو بودن کالا

همسایه تان اتومبیلی نو خریداری کرده اما بعد از سپری شدن یک هفته هنوز برچسب شماره اولیه که بصورت تکه کاغذی روی شیشه جلو چسبیده است را جدا نکرده و حتی فومهایی که بصورت ضربه گیر در اطراف دربهای ماشین نصب شده است کماکان وجود دارند. دوستتان نیز بعد از گذشت یک هفته هنوز برچسب روی نمایشگر گوشی موبایل جدیدش را جدا نکرده!


4- تنبلی و از زیر کار در رفتن

متوسط ساعت مفید کار در ایران کمتر از یک ساعت و سی دقیقه میباشد که دلیل آن نبودن فرهنگ کار، فقدان انگیزه، تنبلی و بی مسئولیتی افراد است. این امر باعث نارضایتی ارباب رجوع، پایین آمدن کارایی و بهره وری و در کل کاهش پیشرفت ملی خواهد شد. در اغلب شرکتها، ادارات و سازمانها اینگونه باب شده که کسی زرنگ و با ذکاوت است که تا حد امکان از انجام مسئولیتهایش شانه خالی کند و کم کاری را استراتژی اصلیش بداند و در عین حال حقوق و مزایایش را بصورت تمام و کمال دریافت نماید. کارمندان هیچ تلاشی در راستای بالابردن کیفیت و راندمان شرکت انجام نداده و در عین حال انتظار بالا رفتن درآمد خود را دارند. به ارباب رجوع کمتر احترام گذارده میشود و طلب کارانه با وی برخورد میشود.

5- تجمل گرایی و مصرفی شدن

امروزه شاهد آن هستیم که جامعه با سرعتی باور نکردنی به سوی مصرفی شدن در حال حرکت است. افراد بجای سرمایه گذاری پول خود در مکان مناسب و برای تولید بیشتر و اشتغال زایی ملی، ترجیح میدهند با خرید اتومبیلهای گران و کالاهای لوکس مصرفی ظاهری معقول کسب نموده و اعتبار خود را در بین اطرافیانشان بالا ببرند. چشم و هم چشمی های فراوان، گرفتار وامها و قرضهای سنگین شدن و استرس از جمله پیامدهای این مسئله است. اکثر مردم خوشبختی را در تجملات و برتری مالی می دانند و بین نیازها و خواسته هایشان تمایزی قائل نمی شوند. مسابقات و رالی خرید امری ناپسند ولی متداول در جامعه ایرانی است.

6- فقدان فرهنگ تشکر و احترام

از کوچه و خیابان گرفته تا دانشگاه و محل کار و اماکن عمومی، کمتر شاهد شنیده شدن جملاتی مانند "از لطف شما ممنونم"، "خواهش میکنم"، "اختیار دارید"، "تمنا می کنم"، "بفرمایید"، "بزرگوارید"، ... هستیم. بجای آن فضای زیرآب زنی، استفاده از الفاظ ناشایست، بی حرمتی به افراد مسن، به سخره گرفتن افراد، بالا بردن تن صدا،... امری متداول شده است. مردم باید بیاموزند احترام به دیگران، احترام به هویت ملی یک کشور محسوب میشود. اگر افراد یک مملکت به یکدیگر احترام نگذارند چگونه میتوانند انتظار کسب احترام از ملتهای دیگر را داشته باشند؟!

7- عدم رعایت نظافت شخصی و شهری

احتیاج به توضیح ندارد که متاسفانه نظافت شخصی و اجتماعی از طرف برخی افراد جامعه رعایت نمیگردد. از طرز لباس پوشیدن تا بوی بدن و دهان و آرایش موها گرفته تا ریختن زباله در محیطهای شهری و تفریحی.

8- درگیری در صف و نوبت

صف ها هرکجا و به هر علتی که تشکیل شوند معمولاً تبدیل به جولانگاه بی نظمی، درگیری، فحاشی و هتاکی عده ای از افراد به اصطلاح "زرنگ" خواهند شد. حفظ نظم و ترتیب در صف نشان دهنده بالا بودن رتبه اجتماعی و فرهنگ کسانی است که در صف حضور دارند. متاسفانه شاهد آن هستیم که در برخی امور مذهبی و خیریه مانند سرو غذای نذری نیز چنین بی نظمی ها و زد و خوردهایی بوجود می آیند. احتمالاً باید برخورد کرده باشید در مجالس عروسی گاهی زمان سرو شام جمعیت با چه سرعتی به سمت میز سلف سرویس هجوم می آورند!

9- پرورش اندام برای رعب و ترس

شاید دیده باشید پسرانی که با اندامهای پرورش یافته و عضلانی درحالی که بازو و سینه های خود را در معرض نمایش گذاشته اند با چهره ای مهاجم و آماده درگیری در همه جا پرسه می زنند! آنها با نگاه خود اطرافیانشان را به مبارزه می طلبند! چه نکوهیده است زمانی که برخی افراد انگیزه های اصلی ورزش و تناسب را فراموش کرده و صرفاً برای عرض اندام، قلدری و جلب توجه در سطح جامعه اقدام به حجیم کردن عضلات خود می کنند.

10- اسراف، اسراف، اسراف!

اسراف یعنی زیاده روی در مصرف، بیهوده مصرف کردن، بیش از نیاز مصرف کردن، مصرف کنترل نشده، دور ریختن چیزی که میتوان از آن استفاده کرد. کافیست با محاسباتی ابتدایی متوجه شوید که میزان اسرافی که در کشور به عناوین مختلف همه روز در حال انجام است اگر جلوگیری می شد، چه میزان در صرفه جویی خانوادگی و ملی اثر می گذاشت و مشکلات چه تعداد از مردم حل می شد.

منبع: مردمان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 17:45  توسط شيخ محمود  | 

به نقل از خبرگزاري پانا :

مرحوم استاد شهريار در سال 1363 شعري در مدح اقامه نماز جمعه توسط  آيت الله  هاشمي رفسنجاني سرود که هاشمي رفسنجاني نيز در پاسخ به شعر شهريار به مدح حضرت امام خميني  پرداخت .

به گزارش خبرنگار فرهنگي پانا ، اين شعر با عنوان " پاي خطبه هاي حجه الاسلام رفسنجاني " توسط استاد شهريار سروده شد و به هاشمي رفسنجاني که در آن زمان مسووليت رياست مجلس شوراي اسلامي را بر عهده داشت اهدا گرديد .

 

هاشمي رفسنجاني در ذيل اين شعر که آن را در کتاب کارنامه و خاطرات هاشمي رفسنجاني سال 1363 با عنوان "به سوي سرنوشت" منتشر نموده ، مي‌نويسد)) : اين شعر با صداي استاد شهريار که در نوار کاستي ضبط شده بود، توسط خود ايشان به اينجانب هديه شد و من هم تحت تأثير صفاي آن پير روشن ضمير، شعري با وزن شعر ايشان سرودم؛ گر چه ميان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمين تا آسمان است .((

 

در ذيل شعر سروده شده توسط مرحوم استاد شهريار و حجه الاسلام هاشمي رفسنجاني آورده شده است :

 

شعر استاد شهريار در مدح قرائت نماز جمعه  آيت الله هاشمي رفسنجاني :

 

اي غريو تو ارغنون دلم / سطوت خطبه‌ات، ستون دلم

خطبه‌هاي نماز جمعه‌ي تو / نقشه حمله با قشون دلم

چه فسوني است در فسانه‌ي تو / که فسانه ‌است از او فسون دلم

با دلي لاله‌گون، تو را گوشم / اي لبت، لعل لاله‌گون دلم

چشم از نقش تو، نگارين است / مي‌نگارد، مگر به خون دلم

عقل من، پاره مي‌کند زنجير / که به سر مي‌زند، جنون دلم

 

من هم از آن فن و فنون دانم / که جنون زايد از فنون دلم

کلماتت، چو تيشه‌ي فرهاد / مي‌شکافند، بيستون دلم

و ز مواعظ که مي‌کني، آن گاه / صبر مي‌زايد از سکون دلم

انقلاب من، از تو اسلامي است / که حريفي به چند و چون دلم

گوهر شبچراغ رفسنجان / اي چراغ تو، رهنمون دلم

کفه‌اي، هم‌تراز خامنه‌اي / در ترازوي آزمون دلم

بازوان امام، آنکه دگر / بي‌قرين است و در قرون دلم

چشم اميدي و چراغ نويد / هم شکوهي و هم شکون دلم

 

 

در رکوع و سجود هاشمی / من هم از دور سرنگون دلم

خاصه، وقت قنوت او کز غيب / دست‌ها مي‌شود، ستون دلم

او به يک دست و من هزاران دست / با وي افشانم از بطون دلم

عرشيان مي‌کنند صف به نماز / از درون دل و برون دلم

من بروني نيم، خدا داند / کاين صلا خيزد از درون دلم

من زبان دلم، ولي افسوس / بس که بي همزبان، زبون دلم

پيرم از چرخ واژگون و عليل/ بشنو از بخت واژگون دلم

چون کماني خميده‌ام، ليکن / تير آهي است در کمون دلم

طوطي عشقم و زبان از بر / جمله ما کان و ما يکون دلم

در ترازوي سنجشم مگذار / اي کم عشق تو، فزون دلم

درس من خارج است و حاشيه نيست / که دگر فارغ از متون دلم

دگرم بخشي از تن و جان نيست / دل به جانان رسيده جون ِ دلم

"شهريارم" لسان حافظ غيب / شعر هم، شأني از شئون دلم

 

شعر آيت الله هاشمي رفسنجاني در پاسخ به شعر شهريار :

 

اي صفاي تو، رهنمون هنر / شعرهايت پر از طلا و گهر

ادبت اسوه‌ي هنر‌جويان / هنرت، جلوه‌گاه خوش منظر

پارس گوي ترک کشورمان / هم‌نوا ساختي، سهند و خزر

همدلي، رمز عزت ملت / همرهي، راز قدرت کشور

عاشق اهل‌بيت پيغمبر(ص) / مادحِ فاتح دژ خيبر

عشق تو در "هماي رحمت" تو / جلوه دارد به صورت اختر

که تماشا کني، خدايت را / در وجود ولي حق محور

از خدايت، گرفته‌اي پاداش / که شدي رهرو ره حيدر

دعبل عصر ما که خود گويي / طوطي عشقي و زبان از بر

طوطي اهل‌بيت را زيبد / خلعت "هل أتي" کند در بر

خطبه‌هاي من و نماز علي / در مسير هدايت رهبر

مي‌شود ارغنون ترا در دل / مي‌فزايد، تو را جنون در سر

شهريار، اي عجبوبه‌ي دوران / حق نگهدارت ز خوف و خطر

دشمنان خدا، از تو دلگير / که چرا سفته‌اي به عشق، دُرر

چون کمان خميده‌اي اما / مي‌زني با ادب به کفر اژدر

تو که در جبهه‌ها خدا جويي / مي‌سرايي، سرود از سنگر

اشک و آهيست چو پيک خوش فرجام / در پس جبهه‌ها، چو نجم سحر

خاک پاک دلاوران جهاد / مي‌نمايد به چشم خود زيور

استخوان شکسته‌ي جانباز / مومياي دل شکسته ز شرّ

پير به افلاک مي‌کشد سرباز / در نگاه چو زفزف اخضر

نخله‌ي طورِ سينه‌ي سينا / مي‌نمايد کليم را آذر

ساقي تشنگان تو مي‌گويي / آن بسيجي عشق حق در سر

 

در عبادت، بسان مرغ سحر / در شجاعت، يل است و شير جگر

بت شکن ديده‌اي خميني را / که بتازد به شر به دست تبر

فجر و خورشيد را تو مي‌بيني / در طول امامت رهبر

کز امامش گرفته خط امان / به ره حق و خلق بسته کمر

آتش افکن به جان استعمار / که بسوزد بُن ستم يکسر

کرده آزاد کشور ايران / از جنايات پهلوي و قجر

از سليمان برفت ملک و نگين / او گرفته ز ديو، انگشتر

"هاشمي" الحذر ز صحنه‌ي شعر / که در آنجا بريزد عنقا پر

يا مَيا در مصاف استادان / يا بپرداز، شعر از اين بهتر

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 7:24  توسط شيخ محمود  | 

داستان جالب “نحوه خر شدن ! “


داستان جالب

 

موسی مندلسون، پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی انسانی زشت و عجیب الخلقه بود.

قدّی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت.

موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد

که دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرمتژه داشت.

موسی در کمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد،

ولی فرمتژه از ظاهر و هیکل از شکل افتاده او منزجر بود.

زمانی که قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به کار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده کند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نکرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد. موسی پس از آن که تلاش فراوان کرد تا صحبت کند، با شرمساری پرسید : - آیا می دانید که عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟ دختر در حالی که هنوز به کف اتاق نگاه می کرد گفت : - بله، شما چه عقیده ای دارید؟ - من معتقدم که خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می کند که او با کدام دختر ازدواج کند. هنگامی که من به دنیا آمدم، عروس آینده ام را به من نشان دادند و خداوند به من گفت: «همسر تو گوژپشت خواهد بود» درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم: «اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یک زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا کن» فرمتژه سرش را بلند کرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید. او سال های سال همسر فداکار موسی مندلسون بود
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 17:31  توسط شيخ محمود  | 

ترفند پسرک در مقابل نادر شاه

زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت. از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟
قرآن.
- از کجای قرآن؟
- انا فتحنا….
نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.
سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن اباکرد.
نادر گفت: چر ا نمی گیری؟
گفت: مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای.
نادر گفت: به او بگو نادر داده است.
پسر گفت: مادرم باور نمی‌کند.
می‌گوید: نادر مردی سخاوتمند است. او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد.
حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.
از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 17:17  توسط شيخ محمود  | 

معجزه قرآن باعث مسلمان شدن دانشمند گیاه شناس شد!

http://www.taknaz.ir/upload/5/0.751265001284784350_12510746192269017814.jpg

به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله “المجتمع”، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است .

دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند .

یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت.

بعد از ۵ روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در ۱۴۰۰سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:”وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است “.

زمانی که آیه تلاوت شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.

پروفسور” ولیام براون”، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد .

براون شهادتین را گفت و مسلمان شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 20:17  توسط شيخ محمود  | 

فرعون مرا مسلمان کرد

هنگامی که فرانسوا میتران در سال ۱۹۸۱میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.

هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸میلادیکشفشده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟

چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می‌‌کرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی‌که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد و با خود می‌گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟

و آیا ممکن است که حضرت محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟ او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.

پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر کند تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل نماید.

یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:

{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:۹۲]

ما امروز پیکرت را [از آب‏] نجات می‌دهیم تا عبرت آیندگان شوى، و همانا بسیارى از مردم از آیت‏هاى ما بی‏خبرند
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: “من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم.”

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.

و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).

حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتاب “قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید” بود.

دانلود کتاب

منابع:

http://en.wikipedia.org/wiki/Maurice_Bucaille

http://www.islamic-invitation.com/book_details.php?bID=899&dn=1

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=123209

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=50559


+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 8:50  توسط شيخ محمود  | 

ده کسب و کار برتر خانگی

بسیاری از مردم در سراسر دنیا دوست دارند در خانه کار کنند. این علاقه به ویژه زمانی به اوج خود می رسد که در ترافیک کلافه کننده خانه و محل کار هستند. این روزها خیلی از کارها را می توان به مدد اینترنت و ارتباطات دوربرد در خانه انجام داد. البته مدت هاست که بسیای از خانمها در خانه کار می کنند و نکته جالب این است که مردان زیادی نیز به آنها پیوستند. در اینجا فهرستی از برترین کسب و کارهای خانگی را به شما معرفی می کنیم.


1. نویسندگی

نویسندگی شغلی است که از قدیم در خانه قابل انجام بوده است. این روزها نویسندگان با دسترسی به اینترنت از آن مثل یک کتابخانه استفاده می کنند. رونق ناگهانی دنیای مجازی سبب بالا رفتن تقاضا برای نویسندگانی شده که می توانند مطالب خواندنی را در وبلاگ ها و وب سایت هاقرار دهند.


2. نظر سنجی ها

این یکی دیگر از رهاوردهای قرن بیست و یکم است. می توانید در خانه بنشینید و به ازای انجام کار نظرسنجی برای شرکت های مختلف پول بگیرید. کار شرکت های نظرسنجی پرسیدن نظر مردم درباره بازار و محصولات شرکت های مختلف است. شرکت های تولیدی و خدماتی همچنین با فرستادن نمونه مواد غذایی یا لوازم آرایشی و بهداشتی خود به منزل مسوولان نظرسنجی از آنها نظرخواهی می کنند. به این ترتیب این افراد با ابراز نظر، برای خود درآمد کسب می کنند.


3. شمع سازی

این کار ویژه کسانی است که طبع هنری دارند. شمع را می توان در خانه و از مواد خامی ساخت که از عمده فروشی ها تهیه شده اند. این شمع ها معمولا پای ثابت دکوراسیون جشن ها و مراسم ها هستند. بسیاری از مردم دوست دارند به جای لامپ از نور ملایم شمع استفاده کنند.

این کار نو آوری هایی هم دارد از جمله ساخت شمع شناور و شمع معطر. چنین محصولاتی بازار داغی دارند و حتی می توان از اینترنت برای نمایش محصولات و در نتیجه سفارش آنها بهره گرفت.


4. آموزش ها

کلاس های پاره وقت می توانند برای بچه هایی که برای حضور در کلاس یا تمام کردن تکالیفشان مشکلاتی دارند، مفید باشند. این روش تدریس خصوصی همچنین با عث بالا رفتن اعتماد به نفس دانش آموزانی می شود که در کلاس خجالتی هستند. این کلاس ها از ارزش درمانی بسیار بالایی برخورداند. از این نوع آموزش ها می توان برای افرادی که در سطوح بالاتر تحصیل می کنند هم استفاده کرد.


5. انجام معاملات روزانه

هرکسی می تواند با وجود کامپیوتر یک معامله گر سهام باشد. می توانید با داشتن اینترنت در خانه و دسترسی به تابلو معاملات، کارگزار فرعی یک معامله ملکی باشید. با آموزش و مقدار کمی پول می توان معاملات خوبی را در بازار سهام انجام داد. آموزش عملی استراتژی های سرمایه گذاری را هم می توان با داشتن اینترنت در خانه فرا گرفت. اکثر کارگزاران برای توانمند سازی کارگزاران فرعی خود در جهت داشتن معاملات امن و سود ده آنها را راهنمایی می کنند. نمی توان پایانی برای این نوع آموزش متصور بود. شما می توانید با بهره گیری از این نوع آموزش از ساز و کار همه شرکت های دنیا آگاه شوید، ترازنامه بخوانید، اطلاعات آماری بنیادین را آنالیز کنید و چارت های فنی را مطالعه کنید.


6. ترشی و مربا

برخی از خانم ها در درست کردن ترشی و مربا استاد هستند. درست کردن ترشی و مربا و فرستادن آنها به فروشگاه های مختلف برای فروش، یک کسب وکار خانگی عالیست. این ابتدای راهی است که می تواند نتایج شگفت انگیزی داشته باشد. می توان با تمیز و استرلیزه کردن بطری های قدیمی از آنها برای این کار استفاده کرد.


7. صابون سازی یا جعبه کادویی

این هم فرصتی است هیجان انگیز و خوب برای کسانی که می خواهند کسب و کار خانگی داشته باشند. صابون سازی کار ساده ایست و می توان آن را در خانه هم انجام داد. برای شروع این کار مقداری روغن با کیفیت، کلورانت و رایحه نیاز دارید. می توانید صابون خام را از بازار تهیه کنید و با رنگ و لعاب دادن به آن، به دوستان و آشنایان بفروشید. همچنین با تهیه جعبه های کادویی زیبا و استفاده از طرحهای جدید می توانید به فروشگاهها یا مغازه های عطرفروشی، هدیه سراها و ... محصولات خود را عرضه کنید.


8. میزان سازی پیانو (یا هر ساز دیگر)

این کار مختص کسانی است که پای خود را از خانه بیرون نمی گذارند. برای انجام این کار باید بتوان به خوبی نت ها را شنید و میزان کننده الکترونیکی یا تجهیزات کلاسیک میزان سازی نیز مورد نیاز است. شناخت تجارت میزان سازی پیانو و قطعات استفاده شده برای نگهداری آن، در کنار یک شماره تلفن برای دریافت تماس های کاربران برای این کار کافیست.

9. نقاشی

شاید شما از جمله کسانی هستید که همواره سرتان شلوغ بوده است. اگر الان زمانی برای ماندن در خانه دارید، نقاشی بر روی بوم یا حتی پیاده کردن این هنر بر کاغذ با آبرنگ می تواند برای شما در آمد خوبی داشته باشد، البته به شرطی که در انجام این کار مهارت لازم را داشته باشید. خیلی ها علاقه مند به جمع آوری آثار هنری هستند و شما می توانید با کمی هوشمندی آثار خود را با قیمت بالا بفروشید.


10 پاسخ به نامه ها

اگر در نصیحت کردن دیگران تبحر دارید، می توانید از این هنر برای درآمد زایی استفاده کنید. وبسایتی بسازید و در آن از کسانی که با مشکلات مختلف دست و پنجه نرم می کنند، سوالاتی بپرسید، بعد با استفاده از تجربه خود به آنان پاسخ دهید و راهنماییشان کنید.

اقتباس از بانکی دات آی آر


اگر شما هم کسب و کار  خانگی بهتری می شناسید در بخش نظرات به سایرین معرفی نمایید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 10:55  توسط شيخ محمود  | 

بیست و چهار قانون برای محبوب شدن در محیط کار

1- اگر برای انجام کاری بیرون می روید به همکارانتان پیشنهاد کنید کارهای کوچک آنها نظیر آوردن ناهار، خرید تمبر یا آوردن لوازم اداری مورد نیاز را برایشان انجام دهید.

2- هر گاه وسیله ای را به امانت می گیرید بلافاصله وصحیح و سالم آن را برگردانید.هیچ وقت در اداره از کسی پول قرض نکنید.

3- در پایان روز میز کار خود را مرتب کنید و به فکر نیروهای خدمات پس از ساعت کاری باشید. غذا و مایعات مصرف شده را در سطل نیاندازید.

4- از گل ها و گیاهان دفتر کارتان به دقت مراقبت کنید.

5- هنگام استفاده از سرویس های بهداشتی وسواس به خرج دهید.

6- در اداره با کسی تماس شخصی نگیرید. اگر هم لازم شد، باید مکالمه کوتاه باشد. وراجی نکنید چون باعث آزار دیگران می شوید.

7- اتاق کار خود را تبدیل به آرایشگاه نکنید! آرایش، شانه زدن مو و گرفتن ناخن را در دستشویی انجام دهید.

8- در اداره آدامس نجوید. دیدن صورتی که با جویدن آدامس بد شکل می شود، فضای دیداری اداره را خراب می کند و تصور دیگران را از شما به هم می زند.

9- سر میزکارتان غذا نخورید.

10- اگر بیکار شدید برای گپ زدن به سراغ همکاران دیگر نروید. شاید او در آن لحظه احتیاج به تمرکز فکر داشته باشد. به علاوه، شما باید از هر وقت آزادی برای افزایش دانش اداری خود استفاده کنید.

11- حتی اگر کاری نداشتید، پشت میز خود روزنامه و مجله نخوانید. این کار تصویر فردی تنبل را از شما در ذهن دیگران حک می کند.

12- میز خود را از عکس های خانوادگی و شخصی انباشته نکنید. قبول که فرزندتان را از هر چیزی در دنیا بیشتر دوست دارید ولی با این حال عکسش روی میز کار جایی ندارد.

13- هرگز روی صندلی لم ندهید و پاهایتان را روی میزتان نگذارید. منظره کف کفش های شما، هیچ کس را تحت تاثیر قرار نمی دهد!

14- در شایعات و گفتگوهای همکاران، هیچ وقت از موضع خاصی طرفداری نکنید. خود را از این مباحثات و غیبت ها دور نگه دارید. اگر در چنین توطئه هایی همکاری کنید، شاید دوستان امروزتان، فردا تبدیل به دشمنان تان شوند.

15- همیشه با همه، یک رو و صادق باشید. در این صورت همه چیز برایتان به خوبی پیش می رود.

16- وقتی قرار است در جایی باشید، سعی کنید به موقع در آن جا حضور داشته باشید و تا پایان وقت اداری هم بمانید. اگر خودتان ۵ دقیقه به اتمام وقت اداری به موسسه یا سازمانی رفته باشید و با کارمندی مواجه شده باشید که ذهن و فکرش به خانه رفته است، خوب می دانید که این توصیه چه معنایی دارد.

17- سعی کنید برای دیگران قابل اعتماد و قابل اتکاء باشید. اگر می گویید که کاری را انجام می دهید پس انجام دهید. دیگران روی شما حساب می کنند.

18- به حداکثر زمانی که برای کار به شما داده شده توجه کنید. شاید همکاران دیگر برای انجام کار خود به نتیجه کار شما احتیاج داشته باشند.

19- در کار گروهی فعال باشید. مدام برای انتقادهای کوچک از همکاران نزد ريیس نروید. در کل،کارکردن با هم راحت تر از کار کردن علیه همدیگر است و محل کار باید مملو از روحیه کار گروهی باشد.

20- تا حد ممکن جزيیات زندگی خصوصی خود را در محل کار مطرح نکنید. البته مسلم است که این کار همیشه مقدور نیست ولی حتی الامکان طرح این مسائل را به حداقل برسانید.

21- با همه منصف باشید. با همه به طور یکسان و بدون توجه به جنسیت، مذهب، نژاد یا شخصیت رفتار کنید.

22- نسبت به همه مودب باشید . از افرادی که مقامی ندارند گرفته تا مقامات بالا .

23- به حریم خصوصی دیگران احترام بگذارید. نامه های همکار خود را نخوانید یا در وسایل میزش تجسس نکنید.

24- انتقاد همکاران را با روی گشاده بپذیرید. آن را به منزله غرض شخصی در نظر نگیرید و سعی کنید عملکردتان را بهبود ببخشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 15:59  توسط شيخ محمود  | 

How to succeed

چگونه موفق شويم؟

 

PLAN while others are playing

(برنامه ريزی کن وقتی که ديگران مشغول بازی کردنند)

 

STUDY while others are sleeping

(مطالعه کن وقتی که ديگران در خوابند)

 

DECIDE while others are delaying

(تصميم بگير وقتی که ديگران مرددند)

 

PREPARE while others are daydreaming

(خود را آماده کن وقتی که ديگران درخيال پردازيند)

 

BEGIN while others are procrastinating

(شروع کن وقتی که ديگران در حال تعللند) 

 

WORK while others are wishing

(کار کن وقتی که ديگران در حال آرزو کردنند)

 

SAVE while others are wasting

(صرفه جويی کن وقتی که ديگران در حال تلف کردنند)

 

LISTEN while others are talking

(گوش کن وقتی که ديگران در حال صحبت کردنند)

 

SMILE while others are frowning

(لبخند بزن وقتی که ديگران خشمگينند)

 

PERSIST while others are quitting

(پافشاری کن وقتی که ديگران در حال رها کردنند)
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 16:16  توسط شيخ محمود  | 

یکی از دلایل ذبح شرعی از نظر علم پزشکی

متنی که پیش رو دارید بر گرفته از مصاحبه ای است که تبیان با سرکار خانم لیلا شهرستانی انجام داده است . خانم لیلا شهرستانی محقق علوم اسلامی هستند که در امریکا زندگی می کنند و در رشته میکرو بیولوژی تحصیل کرده اند. ایشان دوره لیسانس را در دانشگاه کالیفرنیا استیت یونورسیتی فولرتون در رشته بیولوژی و دوره فوق لیسانس را در کالیفرنیا استیت پالی تکنیک یونورسیتی در رشته میکرو بیولوژی سپری کرده اند .در جریان تحقیقات دانشگاهی جرقه ای در مطالعات میان رشته بین علوم اسلامی و میکرو بیولوژی در ذهن ایشان زده می شود که باب جدیدی را در فعالیت های ایشان می گشاید . ایشان هم اکنون در مرکز آموزشی امام صادق علیه السلام در کالیفرنیا مشغول به تدریس هستند .از تمام جوانان پژوهشگر تبیانی که در ایده های پژوهشی خوبی در مطالعات بیولوژیکی مربوط به اسلام دارند دعوت می کنیم که به خلاصه این گفتگو توجه کنند و در صورت تمایل با ایشان در ارتباط باشند .

لیلا شهرستانی

رشته ی تحقیقاتی من در میکروبیولوژی در مورد لاکتوفرین بود. لاکتوفرین یک مولکول پروتئینی است که در خون ما وجود دارد این ماده در کلستروم (آغوز) شیر مادربه میزان زیادی  وجود دارد. این ماده خاصیت ضد میکروبی دارد یا این که خیلی شدید جلوی میکروب ها را می گیرد. کاری که لاکتوفرین می کند این است که آهن را به خودش جذب می کند یعنی این که هر میکروبی که در قسمت لاکتروفرین باشد به خاطر این که آهن ندارد نمی تواند رشد کند و میکروفیلم درست کند.

میکروفیلم یا بیوفیلم یعنی وقتی باکتری ها رشد می کنند و لایه لایه روی هم قرار می گیرند و باعث تشکیل چرک می شوند . اصل تحقیقات ما در مورد اسهال خونی بود که بوسیله ی ایکولای ا ُوان فایوسون ایکس سون که یک نوع خاص باکتری است ایجاد می شود.

ماجرا این گونه بود که  در یکی از رستوران های آمریکا به نام جک این د باکس jack in the box تقریباً حدود 6 یا 7 سال پیش اتفاقی افتاد که عده ای از این اسهال خونی مردند و بعد که یک مقدار تحقیقات شد معلوم شد که علت این باکتری ها بوده این باکتری ها البته در دستگاه های گوارشی مثل روده و... هست یعنی در بدن همه ی انسان ها هست  ولی وقتی از طریق خوردن وارد بدن بشود باعث ابتلابه اسهال خونی خواهد شد که درصد تلفاتش بالا است. در اسلام مفهوم نجس و پاکی باعث می شود که ما به دقت برای صحت عباداتمان آنرا رعایت کنیم اما مفهوم مشابه تمیز و کثیف گرچه در غرب اهمیت دارد اما اجبار آور نیست . در این رستوران هم متوجه شدند که مدفوع زیر ناخن آشپز رستوران به گوشت منتقل شده و تعدادی از مشتریان را کشته . گویا اشپز بعد از دستشویی رفتن عجله داشته و دست هارا نشسته!!

شرکتی که تامین کننده گوشت در ان ایالت بود به استاد بنده پروژه ای را داد که بر اساس ان قرار شد ما در گوشت لاکتوفرین ها را فعال تر کنیم که اگر باز هم میکروبی در انها نفوذ کرد امکان رشد نیابد . مبلغ این قرار داد 15 میلیون دلار بود و چون پروژه من هم در مورد همین لاکتوفرین بود با 5 نفر دیگر کار را شروع کردیم اما متاسفانه میزان نفوذ لاکتوفرین در گوشت ها در حین آزمایش متغیر بود و این امکان وجود نداشت که به ماده ثابتی برسیم که اضافه کردن آن به گوشت میزان محافظت در برابر باکتری ها را افزابش دهد.

لیلا شهرستانی

ما در لابراتوار این لاکتوفرین را فعالش می کردیم (این لاکتوفرین با بافری خاص تحت ph خاصی فعال می شد )و وقتی که تست می کردیم لاکتوفرین در حالت عادی باکتری ها را از بین می برد اما روی گوشت که امتحان می شد گاهی موفق و گاهی نا موفق بود. من ازمایش روی نمونه ها را انجام می دادم و گوشت می گرفتم و محلول های متفاوت را ازمایش می کردم روزی من تصادفاً دیرم شد و مجبور شدم که گوشت از منزل ببرم که گوشت اسلامی بود وقتی امدم این تست را کردم دیدم ای بابا جوابها خیلی فرق می کند با گوشت های دیگر یعنی اولاً وقتی ما این باکتری ها را می گذاشتیم درصد این نفوذ باکتری ها خیلی کمتر بود یعنی واقعاً اصلاً خود باکتری بدون لاکتوفرین هم نفوذ نمی کرد! وقتی هم که می شستیم اصلاً چیزی دیگه نمونده بود روی گوشت. کنترلر آزمایش ما اب بود یعنی هر ازمایش با محلولی خاص صورت می گرفت و کنترل ان با اب بود.

 من دیدم خود باکتری وقتی به گوشت اسلامی می رسد نفوذ نمی کند و اگر هم کمی نفوذ کند با اب کاملا تمیز می شود. سبحان الله ! اینجا باید اشاره کنم که وقتی در فقه ما آب از مطهرات است به همین دلایل می تواند باشد . ولی الان بخاطر مسائل مادی از اسپری های مختلف استفاده می کنند. ولی همون که اسلام 1400 سال پیش گفته بود آب و آب از همه چیز بهتراست .

وقتی استادم جواب ازمایش را دید تعجب کرد من گفتم که امروز یک فرقی کرده من امروز گوشت حلال آوردم ایشان آقای دکتر نرن نایدی بود و یک هندی هستند که دکترا رو در سوئد گرفته  وقبلا به واسطه کشف دلایل میکروبیولوژیک مرگ تعدادی از زنان که از وسایل خاص بهداشتی استفاده می کردند مشهور شده به من گفتند که خودشون – با اینکه مسلمان نیستند- از گوشت حلال استفاده می کنند . در لابراتوار بعضی برایشان سوال شده بود که این چه گوشتی است که این قدر نسبت به نفوذ باکتری ها مقاوم هست . استاد ما در حالی که سالن را ترک می کرد گفت این گوشتی است که هرگز به شما اسهال خونی نمی ده!

برای من علت این مقاومت گوشت حلال بسیار مهم بود  و نکته جالب تر این بود که سازمان گوشت امریکا برای تمیز نگه داشتن گوشت 15 میلیون دلار خرج می کند تا این آقا اسپریی برای ایشان بسازد که به گوشت بزنند و مقاوم شود و ان وقت خود او می داند که اگر گوشت اسلامی باشد دیگر نیازی به ان همه هزینه نیست اما علاقه به مال دنیا همه انها را از ابراز حقیقت باز می دارد !

بر می گردم به اون قسمت لاکتوفرین – لاکتوفرین دلیلی که کار می کند این است که آهن را می گیرد به خودش و برای همین چون آهن وقتی نباشد باکتری ها نمی توانند  رشد کنند ما وقتی که گوشت را اسلامی سر می بریم اول شاه رگ زده می شود بدون اینکه نخاع قطع بشود وقتی شاه رگ قطع می شود چون که نخاع قطع نشده قلب هنوز در حال تپیدن هست وقتی قلب می زند همه خون از بدن خارج می شود و از انجا که تمام اهن در گلبول قرمز است  وقتی که همه خون خارج می شود  دیگر گوشت ان آهن را ندارد و به خاطر همین نیازی به لاکتوفرین برای از بین بردن آهن نداریم و باکتری ها هم به علت نبود اهن در خون جذب نمی شوند و اگر بشوند با شستشو با اب ساده از بین می روند. گرچه استاد ما با همان ایده ای که از گوشت اسلامی گرفت ان مبلغ را دریافت کرد و اسپری خاصی را هم ساخت و نهایتا حق را منکر شد اما برای خود من این نکته بسیار مهم بود که حساسیت اسلام به نجاست خون ازین جهت است که در تمام فضای اطراف ما صدها بلکه هزاران نوع باکتری وجود دارد که به شدت جذب اهن می شوند و وقتی دست شما خون می اید امکان جذب باکتری ها به وسیله اهن خون بسیار بالا است بنابر این در معرض انواع عفونت ها هستید اما اگر با دقت ( یک بار یا سه بار ) دست خونی خود را اب بکشید راه نفوذ باکتری ها را بسته اید .

من با پروفسور هشام ابراهیم در مورد این تحقیق صحبت کردم که ان شا الله چاپ بشود اما ایشان پیشنهاد دادند که بهتر است زیر نظر یک استاد غیر مسلمان تحقیقات را ادامه دهم تا در مجامع علمی امریکا پذیرفته شود! که البته در پی  آن هستم .

لیلا شهرستانی

برای کسب اطلاعات بیشتر از کارهای دوستان خانم شهرستانی می توانید به سایت زیر مراجعه کنید:
http://www.cityofknowledge.com/
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 8:21  توسط شيخ محمود  | 

عصر ايران نوشت:

چندي است كه ايميل‌هايي در فضاي وب دست به دست مي‌چرخد با اين مضمون كه عهدنامه ننگين تركمنچاي امسال منقضي شده و قانونا از اين پس سرزمين‌هاي جدا شده از خاك ايران بايد به ايران بازگردد. مضمون اين ايميل‌ها چنين است: «اعتبار «عهدنامه تركمنچاي» امسال به اتمام مي‌رسد و قانونا جمهوري آذربايجان بايد به ايران برگردد، چون طبق اين عهد نامه آذربايجان شمالي را به مدت 100 سال به روسيه داده‌اند كه امسال آخرين سال است. لطفا اطلاع رساني كنيد.»

اين ايميل‌ها نه منبعي درست و مشخصي دارند و نه اينكه اساسا اطلاعات ارائه شده در آن صحيح است و انگيزه انتشاردهندگان آن نامعلوم!

نخست آنكه در هيچ يك از بندهاي عهدنامه تركمنچاي موضوع تعيين وقت انقضا براي اين قرار داد مورد اشاره قرار نگرفته است و مشخص نيست كه طراحان اين پروژه مدت 100 ساله را از كجا آورده‌اند؟!

دوم آنكه تاريخ انعقاد قرار داد تركمنچاي 21 فوريه 1828 ( پنجم شعبان 1243 هجري قمري ) است يعني 182 سال‌پيش است و نه 100 سال پيش و بنابراين اگر قرار به انقضاي قرارداد در پايان 100 سال بود، اين مهم بايد 82 سال قبل رخ مي‌داد و سرزمين‌هاي از دست رفته به ايران باز مي‌گشت. پس از انقلاب كمونيستي اكتبر 1917 در روسيه و پايان يافتن حكومت تزارها، دولت لنين اعلام كرد كه تمامي قراردادهاي يكجانبه و تحميلي دولت تزارها با ديگر دول و ملل را به صورت يكجانبه باطل مي‌كنند، اما اين شعار زيباي انقلابيون روسيه هيچ گاه جامه عمل نپوشيد و وارثان حكومت تزارها در روسيه كه اين بارپشت شعارهاي برابري خواهانه كمونيستي و كارگري جمع شده بودند، جنايت‌هايي كردند كه روي پيشينيان تاجدار خود را سفيد كردند!

طبق قرار داد ننگين تركمنچاي (و البته قرارداد گلستان منعقده در سال 1812) قريب به 650 هزار كيلومتر مربع از بكرترين و بهترين ايالات ايران از كشور ما جدا شده و ضميمه امپراتوري روسيه شد كه هم‌اكنون اين قسمت‌هاي جدا شده تحت حاكميت سه دولت مستقل عضو سازمان ملل (آذربايجان، ارمنستان و گرجستان) قرار دارد.

بايد به تلخي پذيرفت كه پاره‌هاي تن ايران، براي هميشه از سرزمين مادري جدا شده‌اند و اينك، اين ما هستيم و باقيمانده سرزمينمان ايران كه بايد آن را حراست كنيم و پاسدارش باشيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 8:5  توسط شيخ محمود  |