اندر عرابه (واگن قرن 21) مترو به قصد سفر بودم و قطار سياهچاله ها را يك به
يك همچو ماري مي پيمود كه دو رجل در كنار من همي گفتند آيا شنيده اي كه گويند در
سقز (آدامس امروزي) اوربيت، از عناصري از گوشت خوك استفاده مي شود. (اينجا) و
توليد كنندگان اجانب آن، اين مطلب را تاكنون از مسلمين مخفي داشته اند؟ همقطاري اش
بگفتا كه نشنيده بودم و نيك كردي كه اين مطلب را به من آموختي تا ديگر لب به اين
نجاست نزنم. شبه منور الفكري آنجا بود كه برگشت به سمت متكلمين و با نگاه عاقل
اندر سفيهي بگفت: در بلاد كفر در صدد كشف سيارات و كواكب قابل سكني مي باشند و با
فن ارتباطات دنيا را در طرفة العيني به هم متصل مي دارند و قصد مقيم سازي نوع بشر
در ژرفاي اقيانوس و منتهي اليه آسمانها را دارند، آنگاه شما دو ابله در طهارت و
نجاست گوشت خنزير متوقف شده و مردد در خاييدن سقز اوربيت مي باشيد؟ واي بر شما و
بر ملك شما؟ حقا كه فارسي زاده ايد و جهان ناديده! و در يجوز و لايجوز مانده! در آن
وقت زيركي نيز پاي در ميانه سخن نهاد و كلام منور الفكر را بريده و به كناري نهاد
و بگفتا: آيا مقيمان در سفينه هاي سماوي نياز به مسواك دارند يا خير؟ آيا چون علوم
در حال ترقي مي باشد، ريزه موجودات (ميكروب) ديگر بر بدن بني بشر اثر ندارند يا دارند؟
يا اگر بلاد دنيا در هر حال به يكديگر متصل مي باشند، بني آدم نياز به استحمام
دارند يا نه؟ و قس علي هذا... . منور الفكر هم با تفرعن بگفت مرا در اين ميان به
سخريه گرفته اي ابله؟ معلوم است كه تمامي پاسخهاي تو آري است. زيرك سريعا بگفت: تو
هم كه در طهارت و پاكي متوقف شده اي و در يجوز و لايجوز ابتدائيات زيست بني آدم
سير ميكني؟ و در ادامه گفتا: حكم اسلام هم در طهارت و پاكي و نجاست در جهت نمو نوع
بشر است نه در انحطاط او و پروردگار چون نجاسات را سمي براي آدمي مي داند او را
حذر داشته و ضديتي با علوم مترقيه ندارد. تو نيز هم سير آسمانها نما و هم از
مراقبت بدن خود اهتمام دار. متوقف نباش هم اين كن و هم آن بجاي آر. چون مردمان
خيره در چهره هم بودند، زيرك در توقفگاه از عرابه بيرون جست و مردمان را در ادامه
بحث باقي گذارد.

