تبليغاتX
كشكول شيخ محمود - معنا و ریشه واژه کشکول
کجلول . (انيس الطالبين بخاري ). کاسه گونه اي باشد که درويشان و صوفيان بکار برند و در آن مايحتاج خود از خوراکي و ماليات مال صدقات ريزند. خچکول . در برهان آمده معني آن کشيدن بدوش است چه کش به معني کشيدن و کول دوش و کتف راگويند. در حاشيه برهان قاطع به نقل از تفسير الفاظالدخيله بستاني گويد: از آرامي «کنش کل » (بضم اول و کسر دوم وضم چهارم ) يعني جامع کل شيئي و مراد محفظه اي است که درويشان و گدايان هرچه از مردم ستانند درآن نهند.

کشکول پوست نارجيل دريائي است که در جزايرنزديک به خط استواء عمل مي آيد و شبيه به کشتيي است با رنگ سياه دو طرف لبه آن را سوراخ کنند و زنجير يا ريسمان بندند تا بتوان بدست آويخت و آن کاسه گدائي درويشان است و آنگاه که بر درخت است دو کشکول بهم چسبيده است و در ميان آن مغز نارجيل است:
دلم از قيل و قال گشته ملول
اي خوشا خرقه و خوشا کشکول . (شيخ بهائي )


-کشکول چوبين ; کشکولي که از چوب ساخته شود. مقابل کشکول گلين .
-کشکول دريائي ; ثمري است معروف و بسيار بزرگ که از پوستش درويشان کاسه ميسازند و در آن چيزها مي خورند و اين را گدايان و دوريشان استعمال مي کنند (آنندراج ). نارگيل دريائي که براي ساختن کشکول بکار مي رود.
-کشکول گدائي ; کشکولي که گدايان بکار برند ومال صدقات را در آن بريزند

+ نوشته شده توسط شيخ محمود در چهارشنبه دهم مهر 1387 و ساعت 19:40 |